« بسم رب الشهداء والصدیقین »
"سلام بر 1 1"
برادر و رفیق عزیز تر از جان. سلام، تجدید ارادت، اخوت و التماس شفاعت.
✅محسن جان، فقط ذات اقدس اله، می دانند که چقدر دلمان برای رؤیت جمال چون ماهت تنگ شده و چقدر به انفاست، نیاز داریم؛
خیلی دل تنگیم و دل تنگِ: رفاقت های خالصانه ات، عنایت های دوستانه ات، محبت های برادرانه ات، توکل های بی مثالت، درس های مردانگی و مروتت، رازو نیازهای شبانه ات، تلاوت های زیبای قرآنت، توسلات و دعاهایت، اخلاص و تقوایت، عرفان وبصیرتت، عشق به امام، ولایت و انقلابت و بی شمار فضائل و کراماتت.
✅برادر جان، نگاه پرمهر و نافذت همواره ناظر بر اعمال و رفتار ماست و مداقه داریم تا هیچ گاه راه و یادت از خاطره و ذهنمان بیرون نرود تا هم شرمنده شما نباشیم و هم سعادتمند دارین، باشیم.
✅وقتی به؛ رفاقت ها، توصیه ها، توجهات، یزرگواری ها، حسن مدیریت وبرنامه ریزی های دقیق و موشکافانه ات می اندیشم، می شود فهمید که چگونه، با اتکاء به حضرت احدیت (جل جلاله) وتوسل به حضرات معصومین (عیهم السلام) با سعی وافر و جدیت تمام، در انجام وظائف و تکالیف موفق و اسوه بودی و در انجام بایسته امور، خصوصا در عرصه های؛ فرهنگی، مذهبی، سیاسی، اجتماعی و فرماندهی بسیج شایسته راهبری بودی و علاوه بر جد و جهد فراوان در حوزه های مختلف، با اعتماد عملی به توانمندی های جوانان، با دوستان و همرزمان به شور و هم اندیشی می نشستی و عندالاقتضی با استدلال ها و بیانی شیوا، همگان را مجاب و همراه می کردی.
✅ یادمان است، چگونه با اراده ای قوی وضمن بهره مندی از نعمت صبر و توکل، کارها را اجرائی و عملیاتی می کردی و با آرامش و اخلاص خاص خودت، برای حل هر مسئله ای تدبیری داشتی و به بهترین راه حل ها میرسیدی.
✅امروزه به تفکرات مبتنی بر خدمتگزاری مدیرانی از جنس شما، خیلی نیازمندیم، تا ان شاء الله یاوران ولایت و دولت اسلامی باشند، برای رسیدن قافله با شکوه نظام مقتدر اسلامی به مقصد نهائی و اتصال به دولت جهانی حضرت ولی الله الاعظم(عج)
✅محسن جان، مگر می شود فراموش کرد؛ لحظات ناب و تکرار ناپذیر حضورت در منطقه و بیان قول و قراری که با فرمانده وقت بسیج (1 شهید ناصر قاسمی) داشتی مبنی براین که، مطمئناً مأموریتتت در منطقه بیشتر از یک ماه نخواهد شد با توجه اطمینان خاطرت ازنیل به فیض عظمای شهادت درطول همین مدت، که فی الواقع نیز همین شد. مگر می شود از یاد برد: خاطرات ایام مغتنم حضورت( دراردوگاه شهیدمدنی جنوب ) را و ذکر وصیت هایت در قبل از عملیات کربلای چهار و پنج را یا دیدارهای مکررت ( درشلمچه ) و برای آخرین بار دو مرحله حضورت در شب قبل از شهادتت ( در منطقه پنج ضلعی ) را، که البته از شواهدو قرائن واظهار دلتنگی هایت، علیرغم دیدارچند ساعت قبلمان، معلوم بود وقت عروجت رسیده و بال های پروازت باز شده اند وآماده صعودی برای من الخلق الی الله، که این چنین هم شد وبعد از دو روز بی خبری، وقتی خبر شهادتت را از طریق سردار شهید حاج ستار ابراهیمی اعلام کردند، منطقه دوئیجی دور سرم چرخید و حال غریبی داشتم، چون می دانستم، علاوه بر نیل شما به آرزویت، چه گنج ذی قیمتی را از دست داده ام و چه فقدان بزرگی برای بنده و امثال من خواهد بود و بعید می دانستم که خلأ وجودیت پر شود که به واقع نیز این گونه هست و خواهد بود وهر چه می گذرد بیشتر به این نتیجه می رسم که، چه قدر به افکار و اندیشههای شما نیاز داریم و به شدت محتاجیم.
✅ای سردار 1، سرافراز،غیور ، سلحشور، توانمندو بی ادعا با دل دوستان، آشنایان و بستگانت چه کردی! رفتی و رفتن تو آتش نهاد بر دل.
✅کیست که حساسیتهایت نسبت به: حفظ نظام و انقلاب اسلامی ، آرمان های امام و شهداء، جایگاه ولایت، روحانیت ولزوم حفظ ارزشهای اسلامی را نداند ؟ پس به رسم رفاقت، دعایمان کن تا ما هم در این مسیر پرخطر و در ایام بیع و شراء دنیوی، ثابت قدم و رهروی واقعی و عملی شما برگزیدگان باشیم.
✅برادرشهیدم، شما برنده معامله پر سود و دارای قرب و منزلت در نزد خداوند رحمان، سخنی نمی گفتی و قولی نمیدادی الا این که به آن عمل می کردی. پس دل بیقرارمان را به احترام قول و قرارهای دوستانه مان آرام کن وتسلی ده، شاید که ان شاء الله الرحمان به خاطر توفیق با شما بزرگواران بودن، لیاقت و شایستگی حضور در جمع رفقای شهیدمان هم، نصیبمان شود.
✅آری رفیق عزیز، بهره مندانی از تبار عاشورائیان و متنعم از خوان نعمت حضرت ارباب و سالار شهیدان دشت کرب و بلا همچون شما ، اگر بخواهنید و ما لایق این خواستن باشیم، می شود و چه خوب هم می شود، بعون الله تعالی. « تنم بپوسد و خاکم به باد، ریزه شود هنوز مهر تو باشد در استخوانم، ای دوست. سیدحسن صالحی خرداد ماه 1402 www.shsalehi.blogfa.com
برچسب:
نویسنده: مهراد محمدی